نبرد قانونی در حال انجام درمورد قتل پلیس انگلیس در سال 2005 ، اقدام مخفیانه ای را برای آلوده کردن به مبارزات قضایی قربانیان آشکار می کند – RT UK News

در 22 ژوئیه 2005 ، ژان شارل دو منزس توسط پلیس مسلح در قطار زیرزمینی لندن اعدام شد. او به سرعت بی گناه شناخته شد ، اما جنگ خانواده اش برای عدالت ادامه دارد و تلاش پلیس برای طفره رفتن از مسئولیت را آشکار می کند.

به دلیل انبوهی از اشتباهات فاجعه بار و ارتباطات نادرست مقامات ارشد و افسران در زمین ، وی به اشتباه به عنوان یکی از فراریان درگیر در رشته بمب گذاری های انتحاری ناموفق روز گذشته شناسایی شده است.

با وجود دستور صریح “فرماندهی طلا” پلیس متروپولیتن که توسط یک تیم پلیس لباس شخصی از منزل وی به ایستگاه مترو استوکول در نزدیکی او پیگیری شد ، ژان چارلز از فاصله نزدیک در یک زیر زمین هفت بار به سر او و یک بار از ناحیه شانه مورد اصابت گلوله قرار گرفت. کالسکه قطار گفته شد که بدن او است “غیرقابل شناسایی” پس از آن

جوخه دروغگو

پس از آن بلافاصله ، آشفتگی و هیستری به واسطه گزارش های متناقض شاهدان و موارد متعدد ، بسیار زیاد شد “خارج از رکورد” جلسات توجیهی از پلیس که با اشتیاق و بی انتقادی تقویت می شود و بارها و بارها توسط رسانه های جریان اصلی گمانه زنی می شود.

ادامه مطلب





روز بعد از قتل او ، کاملاً مشخص شد که ژان چارلز مظنون به بمب گذاری نبوده و در واقع کاملا بی گناه است. با این حال به نظر می رسید خبرگزاری ها عجیب مصمم هستند که او کاملا بی گناه نیستند.

به طور گسترده ای گزارش شده بود که او یک مهاجر غیرقانونی بوده است ، سیمها از کوله پشتی او رد می شدند ، او رفتار مشکوکی داشت ، پس از به چالش کشیدن از پلیس فرار کرد ، موانع بلیط ایستگاه را طاقدار کرد و علی رغم درخواست فریاد زده از ادامه کار خودداری کرد. افسران

همه این داستان ها کاملاً خلاف واقع بوده و در طول ماه های بعدی به نادرستی تصدیق شده اند ، اما این برداشت ها تا امروز در ذهن بسیاری ماندگار است. به طرز مشکوکی ، همه داستانها برای ایجاد تردید در عملکرد و شخصیت ژان چارلز ، و کاهش خطاهای مهلک پلیس ، هدفمند ساخته شده بودند.

تحقیقات بعدی در مورد قتل ژان چارلز توسط کمیسیون مستقل رسیدگی به شکایات پلیس (IPCC) به طور خاص این س specificallyال را بررسی کرد که چگونه این دروغ ها به دام عمومی افتاده است.

این مصوبه مشخص کرد که هیچ افسری آگاهانه مطبوعات را به عنوان اطلاعات نادرست تغذیه نکرده است ، اما تا حدودی متناقض ، نتیجه گرفته است که وقتی مقامات می دانستند که ژان چارلز بی گناه است ، صبح 23 ژوئیه 2005 ، “آنها باید از بحث علنی در مورد تیراندازی خودداری می کردند تا اینکه … واقعیت ها به طور کامل مشخص شود.”

“در حالی که [police] اعتراف کردند که به یک اشتباه غم انگیز مرتکب شده اند ، آنها همچنان به تلاش برای توجیه تیراندازی با مراجعه به اقدامات و لباس های خود دی منز ادامه می دهند. “ IPCC اضافه شده است.

در همان تحقیق ، نتیجه گیری شد که هیچ یک از افسران درگیر با اتهامات انتظامی روبرو نخواهند شد ، در حالی که از ساختار فرماندهی پلیس متروپولیتن انتقاد می کند. از نوامبر 2020 ، هیچ کس به دلیل اقدامات خود در آن روز سرنوشت ساز تحت پیگرد قانونی قرار نگرفته است.

بدون اطلاع و رضایت

خانواده ژان چارلز هرگز تلاش خود را برای پاسخگویی پلیس انگلیس در مورد قتل وی رها نکرده اند. در آگوست 2005 ، آنها کمپینی را با عنوان Justice4Jean راه اندازی کردند و خواستار تحقیق عمومی در مورد وی شدند “قتل غیرقانونی”

به طرز حیرت انگیزی ، در سال 2014 توسط نمایندگان عملیات هرن ، که در حال بررسی فعالیتهای گروه ویژه تظاهرات ویژه (SDS) بود ، یک واحد مخفی فعلی از شعبه ویژه ، نیروی نخبه پلیس امنیت ملی انگلیس ، با آنها تماس گرفته شد. به آنها اطلاعاتی در مورد آنها گفته شد و مبارزات آنها به طور نامناسبی توسط عوامل مخفی جمع شده بود.

در میان آنها پاتریشیا آرمانی دا سیلوا ، اولین پسر عموی و همسنگر ژان چارلز بود که از زمان تأسیس تاکنون نقش برجسته ای در Justice4Jean ایفا کرده است. در جلسه بعدی با محققان هرن ، پنج گزارش اطلاعاتی که به شدت ویرایش شده بودند ، به او و دیگر اعضای خانواده نشان داده شد. در این اسناد اطلاعاتی به طور مخفیانه در مورد افراد مرتبط با کمپین و جلسات آن به دست آمده است. به دلایل نامشخص ، جزئیات جمع آوری شده شامل عقاید سیاسی خانواده بود.

در اکتبر 2015 ، پاتریشیا به عنوان شرکت کننده اصلی در تحقیق پلیس پنهانی (UCPI) اعطا شد ، که توسط وزیر امور داخلی وقت ، ترزا می ، برای بررسی اختلافات پیرامون استفاده دولت مخفی از عوامل مخفی توسط دولت انگلیس ایجاد شد.

علی رغم پیشنهاد شرکت فعال در تحقیقات و دو بررسی قضایی برای نظارت بر وی ، در سال 2020 پاتریشیا کاملاً در تاریکی باقی مانده است که چرا وی ، نزدیکان و کمپین آنها توسط پلیس جاسوسی شده اند. اکنون سرانجام UCPI شنیدن شواهد را آغاز کرده است و بیانیه آغازین از طرف وی در تاریخ 9 نوامبر توسط فیلیپا کافمن QC خوانده شد.

وی تأثیر بسیار ناراحت کننده ای را که ادعاهای رسانه ای دلخراش در آن زمان بر خانواده ژان چارلز داشت ، بیان کرد ، زیرا آنها می دانستند که پسر محترم قانون و قانون مدار آنها می تواند مرتکب اشتباه شود. وی همچنین خاطر نشان كرد كه آنها اغلب درد دوره تاریك و دلهره آور پس از مرگ وی را زنده می كنند ، زیرا هنوز هم با این ادعاهای دروغین روبرو هستند و اغلب مجبور به مقابله با برداشت های غلطی می شوند كه ژان چارلز به طریقی در كشتن خود سهیم بوده است.

علاوه بر این ، کافمن اظهار داشت که خانواده پلیس سرسخت در انتشار این داستان ها هستند و مدتها پس از کشته شدن بی رحمانه ژان چارلز ، اطلاعات بی اعتبار و بی اعتباری راجع به ژان چارلز را به صورت پنهانی ادامه داد.




همچنین در rt.com
police به جای اینکه قاتلان پسرم را بگیریم ، پلیس از ما جاسوسی کرد. مردم رنگین پوست عدالت نمی گیرند ، پلیس فکر نمی کند که ما لیاقت آن را داریم



به عنوان مثال ، در آغاز سال 2006 ، به طور گسترده ای گزارش شد که یک زن به پلیس مراجعه کرده و ادعا می کند مردی را که دارای a است “شباهت چشمگیر” به ژان چارلز در شب سال نو 2002 در غرب لندن در اتاق هتل به او حمله جنسی کرده بود. خانواده وی پس از عدم پذیرش اولیه ، موافقت کردند که نمونه خون از کالبد شکافی ژان چارلز برای آزمایشات پزشکی قانونی گرفته شود و در آوریل همان سال ، اسکاتلند یارد اعلام کرد که وی کاملاً تبرئه شده است.

به طرز حیرت انگیزی ، کافمن فاش کرد که در مارس 2006 ، وکیل مدافع پاتریشیا ، هریت ویستریچ ، از طریق دی پل ساتل یک تماس تلفنی دریافت کرد و به وی اطلاع داد که مقاله ای با جزئیات ادعاهای این زن به زودی توسط ساندی آینه منتشر خواهد شد. علاوه بر این ، ویستریچ به وضوح یادآوری می کند که ساتل “تصور بدون ابهامی ایجاد کرد” مقاله نتیجه نشت پلیس بود.

موضوع تحت نظارت IPCC توسط اداره استاندارد حرفه ای سرویس پلیس متروپولیتن بررسی شد. ستل اظهار داشت که اطلاعات توسط پلیس به بیرون درز کرده است و تحقیق پس از نتیجه گیری تعداد افرادی که از این اتهامات اطلاع داشتند ، از جمله افراد خارج از پلیس ، متوقف شد ، به این معنی که تحقیقات بیشتر بعید است منبع آن را مشخص کند.

تضعیف تلاش های تبلیغاتی

حداقل اینکه بگوییم ، نزدیکان ژان چارلز نقش مهمی را که اطلاعات و اطلاعات نادرست در شکل گیری روایت های عمومی درباره اقدامات پلیس ایفا می کنند ، درک می کنند.

در این زمینه است که نظارت مخفیانه کمپین عدالت خانواده ابعادی شوم تر پیدا می کند. به طور غیرقانونی اطلاعات خصوصی در مورد آنها به راحتی قابل استفاده برای بی اعتبار کردن آنها و تضعیف نبرد آنها است ، به همین ترتیب اطلاعات غیرقانونی برای بی اعتبار کردن ژان چارلز و با تبرئه پلیس تبرئه می شود.

در کل ، افسران مخفی حداقل 18 کارزار عدالت خانوادگی را بین سالهای 1968 و 2011 جاسوسی کرده اند. چنین هیاهویی الگوی رفتاری واضح را القا می کند ، الگویی که به نوبه خود قابل قبول تحت تأثیر سیاست داخلی مستقر است. با این حال ، پلیس به طور مداوم در تلاش است تا نظارت بر مبارزات عدالت را فقط “نفوذ وثیقه ای” توصیف کند – جمع آوری اطلاعات سهوی و ناخواسته توسط عوامل مخفی تحقیق در مورد افراد درگیر ، به جای هدف قرار دادن مستقیم و عمدی خود بستگان داغدار.

ادامه مطلب



پلیس لندن به افزایش گشت های مسلح به دلیل 'شدید' تهدید تروریستی است

خانواده ها نسبت به این توضیح بسیار مشکوک هستند ، به ویژه با توجه به افشاگری افسر مخفی سابق پیتر فرانسیس ، که به عنوان “پیت بلک” در سالهای 1993 و 1997 در 12 مبارزات قضایی جداگانه نفوذ کرد. وی گفت: در سال 2010 ، با نام مستعار “افسر A” حضور وی در این گروه ها به طور خاص برای این بود که حقیقتی را که “بدست آوردن آنها” سخت تر است ، بعنوان بخشی از تمایل خرابکارانه وسیع تر از طرف SDS ایجاد کند. او ادعا كرد كه پس از نفوذ واحد به سازمان ، “به طور مثري به پايان رسيد”.

در سالهای بعد ، فرانسیس خود را علناً شناسایی کرد ، و فعالیتهای مخفی خود ، به ویژه در مورد مبارزات انتخاباتی دادگستری استیون لارنس ، را که پس از کشته شدن نوجوان جنوب لندن در یک حمله نژادپرستانه خونسرد آغاز شد ، روشن کرد. او ادعا كرد كه وي به طور خاص مأموريت دارد اطلاعات متهم كننده والدين و دوستان استيون را كه مي تواند جنگ صليبي آنها را متوقف كند ، جاساز كند.

“اگر من … چیزی مضر پیدا می کردم ، پلیس با استفاده از رسانه ها از این اطلاعات برای مخدوش کردن خانواده استفاده می کرد. مافوق من هر اطلاعاتی از آن نظم داشت. این برای من روشن شد Lawrence در این مورد منحصر به فرد نبود. من به روزنامه نگاران پیشنهاد می کنم بخشی از اطلاعاتی را که در آن زمان درباره این کارزارها به مطبوعات درز کرده بود ، بخوانند و به طور جدی س questionال کنند که آنها از کجا آمده اند و چرا؟ “ او ادعا کرده است.

کافمن گفت که برای پاتریشیا ، یک مورد وجود دارد “موازی سرد” بین اطلاعات نادرست درباره پسر عمویش در ملا public عام تداوم یافته و گفته های فرانسیس مبنی بر جستجوی خاک بی آبرو به دستور مافوق خود.

اگرچه یک فعالیت شخصی جاسوسی ممکن است نتواند ثابت کند که اطلاعات خاصی به عنوان بخشی از استراتژی آگاهانه پلیس برای لکه دار کردن آنها پخش شده است ، اما اگر این یک تجربه مشترک در بسیاری از این گروه ها باشد ، در این صورت دفاع از خطای تصادفی یا انکار انتساب ، بر اساس تعریف پلیس از نظر پلیس بسیار دشوار است.

“از این تحقیق خواسته می شود با دقت نگاه نافذ ، با نگاه شکاک نفوذی ، توضیحات ادعا شده توسط [police] برای گزارش مخفیانه درباره مبارزات عدالت… پاتریشیا از تحقیق می خواهد تا شواهد افراد درگیر در این مبارزات را جستجو کند و بررسی کند که آیا جنبه های مشترکی از تجربیات آنها وجود دارد که این انکارها را زیر سوال می برد؟ “ کافمن نتیجه گرفت.

نمونه های جدا شده از اطلاعات نادرست در مورد قربانیان سو police رفتار پلیس که توسط رسانه های خبری منتشر می شود ، ممکن است به دلیل اتفاقات ناشایست ، نتیجه سوerstand تفاهم ، خرابی در ارتباطات ، مقامات بیش از حد غیرتمندانه فرضیه های فراتر از شواهد موجود را نادیده بگیرند. موارد مکرر اطلاعات مربوط به این گروهها و اعضای آنها که به طور مخفیانه به دست آمده و به اسناد داخلی پلیس متعهد بوده اند ، س questionsالات واضحی را در مورد اهداف بعدی و اهداف نهایی ایجاد می کند.

پاتریشیا بیش از 15 سال منتظر عدالت در مورد قتل ژان چارلز و بیش از شش سال منتظر ماند تا حقیقت را در مورد نظارت پلیس بر او و خانواده اش بداند. او اکنون مجبور شده است که حتی بیشتر صبر کند تا ببیند آیا UCPI پاسخی را که شایسته اوست ارائه می دهد یا نه. جلسات تحقیق مربوط به فعالیتهای مخفی پلیس بین سالهای 1993 و 2007 انتظار می رود فقط در نیمه اول سال 2023 آغاز شود.

فکر می کنید دوستانتان علاقه مند می شوند؟ این داستان را به اشتراک بگذارید!